جهت ارتباط با فرد سرشناس فرهنگ و آداب و رسوم با شماره های بالا تماس حاصل فرمایین
بازی محلی «الختر» (خروسجنگی) — نگاهی به ریشهها و نحوه اجرا
تخمین زده میشود رقص و نبردهایی مشابه بازی «الختر» به دوران ایلامیان و یونانیان به نام الختور بازگردد. در یک جام کشفشده در آرامگاهی در نزدیکی بهبهان، نمایشی از دو نفر دیده میشود که بهشکل نمادینی با یک پا و دست همدیگر را مهار کردهاند و حالت رقص یا مبارزهای مشابه این بازی را تداعی میکنند .
بازی «الختر»، با نامهای متنوعی مانند «الختر»، «الختور»، «الخرُسجنگی» یا «رمازا» در مناطق مختلف ایران، بهویژه میان عشایر و روستاییان رایج بوده است. این بازی، بهویژه در میان لُرها و ایلهای جنوبی و غربی ایران، نوعی ارج نهادن به توان و تعادل فیزیکی محسوب میشد و از دیرباز جایگاهی نمادین داشته است
الاختر، که با نامهایی مانند خروسجنگی، الختُرک، الختور و رمازا نیز شناخته میشود، یکی از بازیهای محلی ایران بهویژه در میان روستائیان و عشایر است. بهصورت تیمی یا گاه انفرادی اجرا میشود، و معمولاً بین ۳ تا ۷ نفر در هر تیم شرکت میکنند.
زمین بازی معمولاً مستطیلی به طول حدود ۲۰–۳۰ متر و عرض ۱۰–۲۰ متر است و از خاک یا چمن تشکیل شده. بازی نیازی به تجهیزات خاصی ندارد؛ تنها کافیست بازیکنان لباس و کفش ورزشی مناسب داشته باشند.
بازیکنان هر تیم بهصورت نوبتی وارد میدان میشوند و باید یک پای خود را از پشت با دست بگیرند (حالت لیلی).
سپس با تنه یا ضربه شانه یا دست، سعی میکنند تعادل حریف را بههم زده و او را از میدان خارج کنند. مقصد نیز رسیدن به محل تیم مقابل است.
در حالت تیمی، برنده تیمی است که تعداد بیشتری بازیکن را به محل تیم مقابل برساند.
در برخی اجراها، بازیکنان بدون گرفتن پا، تنها با دست به سینه وارد میدان شده و مبارزه میکنند — این حالت نیز مستقیماً به نامِ «خروسجنگی» شناخته میشود.
بازی «الختر» بیش از سرگرمی است؛ با تقویت احساس مسئولیت، ایجاد روحیه رقابت سالم، چابکی جسمی و ودیگری اجتماعی، نقشی آموزشی و تربیتی دارد. همچنین، این بازی ریشه در سنتهای قومی دارد و تصویری از مقاومت و تعادل را در فضایی ساده اما نمادین ارائه میدهد.
برای مشاهده افتخارات خاندان اسدی کلمتی کلیک کنید:
باتشکر از :
دانلود شجره نامه خاندان اسدی کلمتی...
برخیز و بنگر به ریشه ی خویش...
(خیام)
کی محمد لجمیر اورک...
ز نام نیکو گر بماند ز آدمی
مرحوم میر صیاد محمد مراد اسدی...
یادنامهی مردی از تبار کوه، غیرت و وقار