جهت ارتباط با فرد سرشناس فرهنگ و آداب و رسوم با شماره های بالا تماس حاصل فرمایین
در هر دورهای از تاریخ، جوامع انسانی میان دو قطب اصلی در نوسان بودهاند: جمود سنتها و تلاطم تغییرات. گاه سنتها، گرچه نشانهی هویت و پیوستگیاند، آنچنان سنگین میشوند که حرکت به سوی آینده را دشوار میسازند. در چنین بزنگاههایی، نقش مصلحان و فرهیختگانی که جرئت شکستن ساختارهای ناکارآمد را دارند، حیاتی است.
آنان نه علیه گذشته، بلکه در پی روشنکردن مسیر آینده بر پایهی خرد و عدالت برخاستهاند. جامعه ایرانی نیز در فراز و نشیبهای اقتصادی و فرهنگی خود همواره شاهد ظهور چنین انسانهایی بوده است؛ افرادی که با درایت و شجاعت، اصلاح را بر رکود ترجیح دادهاند. یکی از این نمونههای درخشان را میتوان در روستای تاریخی کلمت یافت، جایی که آگاهی و همدلی چند تن از بزرگان، مسیر تازهای از اصلاح آیینهای عزاداری را رقم زد و صفحهای نو از بلوغ اجتماعی و معنوی بر جای گذاشت.
بهراستی مصلحان، فاتحان حقیقی تاریخ در هر قوم و قبیلهای هستند. آنان برای اصلاح مسیر جامعه، گاه با بیمهری و بیاعتنایی روبهرو میشوند؛ زیرا نیروی آنان از هوای نفس نمیجوشد، بلکه از ماورای حیات سرچشمه میگیرد.
وقتی یک جامعه دچار بحران اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی عمیق میشود، تنها جیب مردم خالی نمیگردد؛ بلکه قواعدی که سالها به زندگی معنا میداد، از هم فرومیپاشد. زمانی مسیر زندگی روشن بود: درس بخوان، کار پیدا کن، پسانداز کن، ازدواج کن و خانه بخر. اما وقتی کار نیست، پسانداز مفهومی ندارد، ازدواج از استحکام تهی شده و خرید خانه به رؤیا تبدیل گشته است، یعنی قوانین قدیمی از میان رفتهاند. در نتیجه، دیگر نمیتوان با آن قواعد زیست و هنوز قواعد جدید نیز زاده نشدهاند.
در این فضای میانزمانی، انسانها گم میشوند؛ نمیدانند چه درست است و چگونه باید زندگی کنند. قصه فقط فقیر شدن نیست، بلکه بحران اقتصادی به بحران معنا تبدیل میشود و روند زندگی معنای خود را از دست میدهد.
درست در همین نقطه است که مصلحان و روشنفکران هر جامعهای وارد میدان میشوند تا جامعه را از ناهنجاری نجات دهند و آن را اندکاندک به سوی معنا سوق دهند.
در این مقاله، به بررسی رویدادی مهم و تاریخی در روستای کلمت میپردازیم؛ رویدادی که به برداشتن بخشی از هزینهها و سنن قدیمی مربوط به مراسمات عزاداری انجامید. این حرکت در میان مردمان روستای کلمت رخ داد؛ زمانی که فشار اقتصادی ناشی از تحریمهای ظالمانه جهانی و تورم چندصددرصدی بر دوش مردم ایران سنگینی میکرد.
در حالیکه بسیاری از طوایف و شهرستانها اقدام به اصلاح این هزینههای سرسامآور کرده بودند، روستای کلمت همچنان بر برگزاری این مراسمات به شیوهی سنتی پافشاری میکرد. در این میان، ملا گودرز کرمپوری ـ فرزند خلف و دوراندیش خاندان اسدی ـ پیشنهاد اصلاح این آیینها را به جناب ستار کرمی، فرهنگی فرهیخته از خاندان اصیل شالو، ارائه داد. این پیشنهاد با استقبال گرم ایشان روبهرو شد و پایه و اساس حرکتی تاریخی و اجتماعی در جهت اصلاح مراسمات عزاداری گذاشته شد.
در روزهایی که ملاگودرز کرمپوری و برادرانش در سوگ برادر فرهیخته و نجیب خود نشسته بودند، فضای اندوه و احترام سراسر دلها را فرا گرفته بود. با وجود غم آن ایام، ایشان پیشنهادی ارزنده به فرهنگی خوشنام منطقه ارائه کردند؛ فردی که خود نیز در آستانه برگزاری مراسم یادبود دایی گرامیاش بود.
در آن دیدار، از او خواستند تا در دو آیین پیشرو، سخنانی در شأن اتفاقات و مفاهیم اجتماعی بیان کند. دعوت پذیرفته شد و هر دو برنامه در مسجد امام رضا (ع) سرقنات با حضور گستردهی مردم برگزار گردید.
سخنان او در آن مجالس، دربارهی سادگی در برگزاری مراسمها، پرهیز از هزینههای غیرضروری، و بازگشت به معنویت اصیل آیینها بود. همین نگاه خردمندانه سبب شد این شیوه بهتدریج در میان مردم نهادینه شود؛ فرهنگی بر پایهی **احترام، اختصار، و همدلی که از دل سوگ برخاست و در جان مردم ریشه دواند.
حرکتی که در نگاه نخست ساده مینمود، اما با توجه به بافت سنتی و طایفهای جوامع بختیاری، گامی بزرگ و تحسینبرانگیز بود.
در ادامه، این تلاشها به تصمیمی باشکوه و تاریخی انجامید؛ دو بزرگمرد از فرزندان شایسته کلمت، با امضای عهدنامهای تاریخی، گام نهایی را برای برداشتن هزینههای گزاف عزاداری برداشتند.
تصمیم تاریخی دو بزرگمرد، ملا گودرز کرمپوری، ستار کرمی، در اصلاح آیینهای عزاداری و کاستن از هزینههای سنگین آن، از روحی والا و بینشی ژرف سرچشمه میگرفت. آنان نه از سر مخالفت با سنت، بلکه از سر عشق به حقیقت و خیر جمعی، گام در این مسیر نهادند.
۱. احساس تعهد در برابر رنج مردمان
آنان با چشمی بیدار و دلی نگران، بار سنگین مشکلات اقتصادی مردم را میدیدند. در زمانی که فقر و فشار معیشتی، بسیاری را در تنگنا نهاده بود، تداوم رسمهای پرهزینه تنها بر آلام مردم میافزود. این بزرگواران، خود را وامدار جامعه خویش میدانستند و از سر **مسئولیت اخلاقی و اجتماعی**، در اندیشهی تخفیف این رنجها برآمدند.
۲. پاسداشت جوهرهی معنوی عزاداری
آنان دریافتند که پیکرهی معنوی عزاداری، زیر غبار تجمل و چشموهمچشمی رنگ باخته است. هدف نخستشان این بود که **روح اخلاص، معنویت و سادهزیستی** دوباره به متن این آیینها بازگردد و عزاداری بار دیگر به مجلسی برای تقرب، نه خودنمایی، تبدیل شود.
۳. درک زمانه و لزوم اصلاح
این دو مرد فرزانه دانستند که هیچ سنتی مقدستر از **حفظ کرامت انسان** نیست و آنچه زمانی مایهی افتخار بود، در روزگار دشوار معاصر میتواند باری بر دوش مردم گردد. در نتیجه، به جای انکار سنت، راه **اصلاحِ عاقلانه و تدریجی** را برگزیدند تا گذشته و حال با هم در تعادل بمانند.
۴. حفظ وحدت و همبستگی طایفهای
در جوامع ریشهدار بختیاری، وحدت و همپیوستگی خاندانها ارزشی بنیادین است. این حرکت، افزون بر جنبهی اقتصادی، پیامی از **اتحاد، همدلی و خرد جمعی** داشت؛ تا هیچ خانوادهای از بیم هزینه یا قضاوت اجتماعی از حضور در مراسم بازنماند.
۵. ادای وظیفهی تاریخی در برابر آیندگان
اینان نیک میدانستند که هر اصلاحی، اگر از سر صداقت و دلسوزی برخیزد، در حافظهی تاریخ ماندگار خواهد شد. پس با دستانی استوار و نیتی پاک، قدم در راهی نهادند که ثمرهاش **رهایی از اسراف، بازگشت به معنا و کاشتن نهال آگاهی برای نسلهای آینده** بود.
در حقیقت، انگیزهی این دو مرد بزرگ را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
آنان برخاستند تا **عزت انسان و اصالت ایمان را بر رفاه ظاهری و تشریفات بیمایه ترجیح دهند**؛ و بدینسان، در کنار نام مصلحان تاریخ جای گرفتند.
یاد و نام مصلحان کلمت
بهراستی، این دو مرد بزرگ ملا گودرز کرمپوری، ستار کرمی، بنیانگذاران اصلی این حرکت فرهنگی و اجتماعی در روستای تاریخی کلمت هستند.
این اصلاحات فرهنگی، شایسته ثبت در تاریخ شفاهی و مکتوب روستا بوده و خواهد بود؛ تا آیندگان بدانند که چه کسانی برای اصلاح سبک و سیاق زندگی جمعی مردمشان ایستادگی کردند.
سخن پایانی
باشد که نام و یاد این مصلحان بزرگوار تا ابد زنده و جاوید بماند.
باتشکر از :
دانلود شجره نامه خاندان اسدی کلمتی...
برخیز و بنگر به ریشه ی خویش...
(خیام)
کی محمد لجمیر اورک...
ز نام نیکو گر بماند ز آدمی
مرحوم میر صیاد محمد مراد اسدی...
یادنامهی مردی از تبار کوه، غیرت و وقار